محمد باقر بن عماد الدين شيرازي

11

ضياء العيون ( فارسي )

بردارد و اكر احتياج شود كه بلك چشم را بايد كردانيد مژه را بابهام و سبابه بايد كرفت و اندكى بآهستكى بايد كشيد و كفجه ميل بر پشت حشم بايد نهاد و برفق فروبردن تا بازگردد و جون فارغ شود بيك‌بار دست از چشم برنبايد داشت ليكن برفق بربايد داشت تا برفق بجاى باز آيد و بس كه درد سخت دائم باشد ميل به دو نشايد رسانيد بلك داروى سوده حل كرده بايد چكانيد تا از ميل به چشم ازارى نرسد و چشمى را كه داروى شد بايد كشيد ميلها از پى يكديكر نشايد كشيد و تا چشم از ميل تحسين اسوده نشود و سوزش دارد ساكن نكردد ميل دوم را نبايد كشيد او كر در و صعب با ضربان باشد به غير از داروى نرم و لعابها سبزى ديكر نبايد كشيد و امراض مزمنه كهن را مثل خرب و سبل و ظفره و مانند ان خريدار وى شد علاج نتوان كرد و در جاييى كه سپفيده يا اثرى خواهند